محمد على مجاهدى
260
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
4 . تركيب پانزدهبندى او با مطلع : پيكى خميده قامتم آيد به ديده ماه * چون قاصدى كه با خبر بد رسد ز راه 5 . تركيب نهبندى او با مطلع : در جيب عالمى ز عزا چاك ماتم است * يا رب ! عزاى كيست كه منسوب عالم است ؟ 6 . تركيب دهبندى او با مطلع : هزار و يكصد و هشتاد و پنج رفته ز سال * كه كس نديده خوشى در جهان به هيچ احوال 7 . تركيب هفتبند او مطلع : تا مه برج امامت سرنگون از زين نشد * برتر از مه قدر او با اين همه تمكين نشد 8 . تركيب يازدهبندى او با مطلع : ز بند بند چرا همچونى نوا نكنم ؟ * فغان به حال غريبان نينوا نكنم ؟ 9 . تركيب هفتبندى او با مطلع : نوبهارست جهان ، زار و چمن خوار چراست ؟ * عيد شد ، سينه پراندوه و دل افكار چراست ؟ 10 . تركيب هفتبندى او با مطلع : چون سوى كوفه محمل ايشان قضا كشيد * هر دل ز كوفه آرزوى كربلا كشيد 11 . تركيب دوازدهبندى او در اقتفاى از محتشم كاشانى به مطلع : تيغى كشيده چرخ مگر زخم ما كم است ؟ * گو جاى زخم نيست كه هنگام مرهم است 12 . تركيب ششبندى او به مطلع : مه عزا شد و آفاق در غبار غم است * سپهر و جامه نيلى هلال و پشتِ خم است 13 . تركيب سهبندى او به مطلع : گيرم حسين سبط رسول خدا نبود * گيرم كه نور ديده خير النساء نبود 14 . تركيب سهبندى او به مطلع : خونى كه شد روان ز تن پرجراحتش * امروز نافه گشته ببوييد تربتش